خوش آمدید به سرزمین دانستنی‌ها با حساس کامپیوتر

www.hassas-computer.com

×
توجه! لطفاً فیلتر شکن خود را ببنید. در غیر این صورت قادر به ارسال پیام نخواهید بود
پرطرفدارترین مطالب
جدیدترین مطالب
تو گفتی.....
حمید حساس     1392/05/13

لحظه ی شیرینی که به تو دل بستم از تو پرسیدم من : تو منی یا من تو ؟ و تو گفتی هر دو ، و به تو پیوستم، گفتم ای کاش پناهم باشی، همه جا و همه وقت تکیه گاهم باشی … و تو گفتی هستم ؛ تا نفس هست کنارت هستم …

دلم گرفته از ادمای دوروبرم
حمید حساس     1392/05/13

آدم ها ثانیه به ثانیه رنگ عوض میکنند، از آدم های یک ساعت دیگر میترسم! چون درگیر هزاران ثانیه اند... ثانیه هایی که در هرکدام رنگی دگر به خود میگیرند ... من فقط دارم سعی میکنم همرنگ جماعت شوم، اما می شود کمی کمکم کنید! آی جماعت.......!!! شماها دقیقا چه رنگی هستید؟

 

عشق به همه معنا
حمید حساس     1392/05/13

عشق به همه معنا...

دوران
حمید حساس     1392/05/13

وقتی چهل زمستان پیشانی تو را از همه طرف احاطه و محاصره کرد و در کشتزار جمال تو چین و شیارهای عمیق حفر نمود زمانی که این پوشش جوانی غرور آمیز را به صورت لباس ژنده و کم ارزش درآورد اگر از تو پرسیدند آن همه زیبایی تو کجا شدند آن همه خزانه با ارزش روزهای نشاط و جوانی کجا رفتند اگر بگویی در گودی چشمان فرو رفته ام...

 

رویای با تو بودن....
حمید حساس     1392/05/06

رویای با تو بودن... بازهم برای تو مینویسم تا بدانی که یادتو در لحظه لحظه من جاریست. باز هم از دیوارهای فاصله عبور میکنم ودر ژرفای لحظه باتوبودن گم میشوم و در آن لحظه رویایی اوج در دریای بی پایان چشمانت غرق میشوم تا در آن لحظه در نگاه تو گم شوم تا خودم را بیابم واز زندان لحظه های بی تو رها شوم.....شاید بتوانم به رویای با توبودن برسم ...

 

دل میخری؟ ؟؟؟؟؟؟؟
حمید حساس     1392/05/06

گفتمش : دل میخری؟ گفتا چند؟ گفتمش دل مال تو تنها بخند! خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بودT دل ز دستانش بر زمین افتاده بود جای پایش روی دل جا مانده بود !!!

نگاه کن که
حمید حساس     1392/05/06

نگاه کن که غم درون دیده ام، چگونه قطره قطره آب می شود، چگونه سایه سیاه سرکشم، اسیر دست آفتاب می شود، نگاه کن تمام هستیم خراب می شود، شراره ای مرا به کام می کشد، مرا به اوج می برد، مرا به دام میکشد، نگاه کن تمام آسمان من، پر از شهاب.... ادامه را در ادامه مطلب بخوانید

عشق
حمید حساس     1392/05/06

گل عشقت كه‌ می بویم به‌ یاد آن نگاه‌ خیس و نم ناكت، شوم، آشفته‌ و دیوانه‌ هردو نگاه‌ پاك و غم ناكت، تو كه‌ باد بهارانی بر این تن وز كه‌ می سوزد تنم در تب، كه‌ می سوزد دلم در آتش سینه‌، چنان شمعی بر افروزد میان آسمان شب...

پدر دوستت دارم ...
حمید حساس     1392/05/06

کودکی...دخترکی...موقع خواب... سخت پاپیچ پدر بود و از او میپرسید زندگی چیست؟ پدرش از سر بی صبری گفت: زندگی یعنی عشق دخترک با سرپرشوری گفت: عشق را معنا کن، پدرش داد جواب بوسه ی گرم تو بر گونه من دخترک خنده .........

باز باران با ترانه .....
حمید حساس     1392/05/06

باز باران، با ترانه ميخورد بر بام خانه. خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل ديوانه ات کو؟ روزهاي کودکي کو؟ فصل خوب سادگي کو؟ يادت آيد روز باران؟ گردش يک روز ديرين؟ پس چه شد ديگر، کجا رفت؟ خاطرات خوب و رنگين. در پس آن کوي بن بست… در دل تو، آرزو هاست. کودک خوشحال ديروز، غرق در غمهاي امروز. ياد باران رفته از ياد، آرزوها رفته بر باد. باز باران، باز باران ... ميخورد بر بام خانه. بي ترانه بي بهانه.  شايدم، گم کرده خانه....

logo-samandehi